زمين
زمين

   http://shark2011.zaminblog.com
درباره ما


آخرین مطالب

پیوندها
لينكي ثبت نشده است

سایر ابزارها

[ ۱ ]
خبرخوان یا همان RSS وبلاگ


 

شعر "عبدالعلي"

شعر "عبدالعلي"

عبدالعلي ابروكمون چشم عسلي علامه حلي

ميخوام بيام درخونتون   حرف بزنم با ننه تون   بگم درس نمي خونه پسرتون    ميخوام بشم من دبيرتون

حالا ميخوام بيام علامه حلي   نگونه نگونميشه    اين قدتوكوتاهه   تازه كوتاهترم ميشه  

حالاقدم قدم   بروپيش مقدم    عبدالعلي شدي بهتراز مقدم

رپ:حالاكم كم يه چشمك   ميگه اسمم عبدله نه لك لك

حالاعبدل ولك لك وقطبي وفخري   هرچي باشه عبدل باشه   عبدالعلي يه دونه باشه    شلوار كرم پاشه 

به چي مينازي بياپيش ما    عينكوبكن وبدش ما    اين همه ويكيش ما    بدوبيادنبال ما

شبونه     ميام درخونتون    مي دزدمت مي برمت توي خونه    كارگاه نجوم راه مي اندازيم يه تلسكوپ گنده ي ميليوني    شلواركوتاه برام بپوشي    منم دامن گل گلي كشي....!!

 

(هرقسمت ازاين شعر ياداور يه سري خاطراته وكلمات الكي كنارهم قرار نگرفتن.حتي ازگفتن "لك لك" هم منظورخاصي وجودداشته.اگه خواستين تفسير شعرروهم براتون ميذارم)



شعر "عبدالعلي"
شعر "عبدالعلي"

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ توسط: زمين موضوع: نظرات (0)

مصاحبه با كتايون اميرابراهيمي

مصاحبه با كتايون اميرابراهيمي

تاوان عشق به بازيگري را دادمكتايون اميرابراهيمي بازيگر قديمي سينما و تئاتر سال 1325 در تهران به دنيا آمد. او تاكنون در سريال‌هايي مانند بدون شرح، كوچه اقاقيا، من يك مستاجرم و... بازي كرد. به همين مناسبت به خانه اين پيشكسوت دنياي هنر رفتيم تا از روزگارش برايمان بگويد.

خانه‌اش قديمي اما زيبا بود. بخصوص گل‌هايي كه او در باغچه خانه‌اش كاشته بود بسيار چشمنواز بود. كتايون اميرابراهيمي تنها زندگي مي‌كند، اما اين تنهايي را دوست دارد.

بهتر است كمي به گذشته دور برويم. آيا خاطراتي از پدر بزرگ ها يا مادر بزرگ هايتان در ذهن داريد؟

مادربزرگ مادري‌ام را هرگز نديدم، اما مادر پدرم را هم ديدم و هم خيلي دوستش داشتم. يادم است وقتي او فوت كرد من پشت آمبولانس مي‌دويدم و نمي‌گذاشتم كه آنها مادربزرگم را ببرند. بيشتر روزها وقتي از مدرسه به خانه مي‌آمدم، مادرم ظرف غذايي را به من مي‌داد تا براي مادربزرگم ببرم.

گويا مادر شما اصالتا ايراني نيستند؟

مادر من اهل باكو‌ بود و وقتي جنگ شد به همراه پدر و مادرش از باكو به رشت آمد.

حتما در همانجا هم با پدرتان آشنا شد؟

خير. در سفري كه پدرم به باكو رفته بود با مادرم آشنا شد و در آنجا از مادرم خواستگاري كرد. مادرم در شوروي تحصيل كرده بود و چون مدرك دانشگاه باكو در آن زمان معتبرتر از مدرك تحصيلي دانشگاه‌هاي ايران بود پس از اين كه مادرم به ايران آمد به عنوان دبير ورزش مشغول به كار شد.

شغل پدرتان چه بود؟

پدرم كارمند وزارت امورخارجه بود.

بنابه شرايط اجتماعي آن دوره، پدرتان با كاركردن مادرتان در خارج از خانه مخالفت نمي‌كرد؟

پدرم آدم روشنفكري بود و هرگز مانع كاركردن مادرم نشد البته مادرم هم در كارش بسيار موفق بود.

خودتان در چه سالي ازدواج كرديد؟

من 17 ساله بودم كه به عقد يكي از اقوام‌مان درآمدم. البته در آن زمان مثل امروز نبود كه دخترها دستشان در انتخاب همسر آينده‌‌شان باز باشد.

آن موقع به من گفتند بايد با فلاني ازدواج كني، من هم قبول كردم.

چند فرزند داريد؟

من دو دختر به نام‌هاي نازي و نيلوفر دارم. نازي در فرانسه زندگي مي‌كند و نيلوفر در شمال.

از تهران قديم چه چيزهايي را به خاطر داريد؟

من خيلي از تهران قديم چيزي به ياد ندارم. چون كودكي‌ام را در رشت گذراندم و تنها توپخانه و شاه‌آباد سابق را به خاطر دارم.

چون دبيرستانم در خيابان شاه‌آباد بود. دبيرستان‌مان هم يكي از دبيرستان‌هاي معروف آن زمان بود و مادرم هم آنجا تدريس مي‌كرد.

چند برادر و خواهر داريد؟

دو خواهر و سه برادر دارم. البته يكي از برادرهايم چند سال پيش فوت كرد و الان يك خواهر و يك برادرم در لندن زندگي مي‌كنند و تنها يك برادرم در ايران زندگي مي‌كند.

شما بچه چندم خانواده هستيد؟

من بچه اول بودم. براي همين حسابي به برادر و خواهرهاي ديگرم رياست مي‌كردم و آنها هم از من خيلي حساب مي‌بردند.

بهترين تفريح كودكي‌تان چه بود؟

پدرم يك ماشين داشت كه اكثر اوقات ما را سوار آن مي‌كرد و به سفر مي‌برد.بخصوص به اوشان و فشم و دربند زياد مي‌رفتيم و حسابي هم به ما خوش مي‌گذشت.

وضعيت درسي‌تان چطور بود؟ به نظر مي‌رسد دانش‌آموز بازيگوشي بوديد.

بله. دقيقا همين‌طور است. اصلا روي پاهايم بند نبودم، اما چون درسم خوب بود، مديران مدرسه تحمل مي‌كردند و هيچ وقت اخراجم نكردند.

اگر در درسي نمره‌اي هم كم مي‌آوردم، كمكم مي‌كردند. در ضمن در تمام كارهاي هنري مدرسه شركت مي‌كردم. به هر حال حسابي خودم را در دل معلم‌ها و مديران جا كرده بودم.

چگونه وارد دنياي بازيگري شديد؟

من از كودكي عاشق بازيگري بودم. البته خانواده‌ام هم با هنر بيگانه نبودند. شوهر عمه‌ام، كارگردان تئاتر بود و من از طريق او با بازيگران زيادي آشنا شدم. البته ما نسبت دوري هم با خانم شهلا رياحي و بهمن فرمان‌آرا داريم.

اولين بار چگونه با تئاتر و سينما آشنا شديد؟

اميرابراهيمي: من از كودكي عاشق بازيگري بودم. البته خانواده‌ام هم با هنر بيگانه نبودند. شوهر عمه‌ام، كارگردان تئاتر بود و من از طريق او با بازيگران زيادي آشنا شدم. البته ما نسبت دوري هم با خانم شهلا رياحي و بهمن فرمان‌آرا داريم

يادم است نزديك دبيرستان ما سالن تئاتري بود كه اكثر هنرپيشه‌هاي آن زمان در اين سالن، نمايش اجرا مي‌كردند. من هم به واسطه شوهرعمه‌ام كه در تئاتر بود زياد به آنجا مي‌رفتم و از همانجا با صحنه تئاتر واقعي آشنا شدم.

خانواده‌تان با حضور شما در اين عرصه مخالفتي نداشتند؟

مادرم خير، اما پدرم تا حدي مخالف بود. او مي‌گفت اين كار آخر و عاقبت ندارد، اما بالاخره توانستم پدرم را راضي كنم و وارد كار تئاتر شوم.

مردم آن زمان چقدر اهل تماشاي تئاتر و ديدن فيلم بودند؟

خيلي زياد. مردم عاشق فيلم و نمايش بودند و آن زمان هم مثل امروز نبود كه مثل نان تافتون، فيلم بيرون بيايد. آن زمان اكران فيلم‌ها خيلي طولاني بود ولي با اين حال فروش خوبي هم داشتند.

قيمت بليت‌ها چطور بود؟

خيلي ارزان بود. مثل الان نبود كه ديدن يك فيلم براي يك خانواده پنج نفري صد هزار تومان تمام شود. يادم است ما با دو هزار تومان به مشهد مي‌رفتيم و حسابي هم براي خودمان خريد مي‌كرديم.

از چه سالي وارد سينما شديد؟

سال 42، 43 بود كه وارد سينما شدم.

ولي اكثر مردم شما را با نقش چهل‌گيس در فيلم حسن‌كچل مي‌شناسند. چگونه اين نقش به شما واگذار شد؟

قبل از حضورم در اين فيلم آشنايي چنداني با مرحوم علي حاتمي نداشتم و فقط از طريق شوهرم تهيه‌كننده فيلم را مي‌شناختم. يك روز آقاي حاتمي مرا در دفتر ايشان ديدند و از من خواستند كه اين نقش را بازي كنم، اما همان موقع به من گفتند اين فيلم موزيكال است و معلوم نيست كه اصلا بفروشد يا نه، ‌اما با اين حال من قبول كردم كه اين نقش را بازي كنم و جالب اينجاست كه فيلم حسن كچل در زمان خودش يعني سال 1349 چيزي حدود 9 ميليون تومان فروخت و من هم براي بازي در اين فيلم 10هزار تومان گرفتم.

آيا در آن زمان مثل امروز بين بازيگران رقابت وجود داشت؟

خير. به هيچ وجه. هر بازيگري جايگاه خاص خودش را داشت و مثل امروز نبود كه بازيگران براي گرفتن نقش، زير آب هم را بزنند.

مجموعه بدون شرح اولين كار شما پس از انقلاب بود. آيا در آن زمان توانستيد پس از سال‌ها دوري از فعاليت هنري مجددا خودتان را با فضاي بازيگري وفق دهيد؟

بله. چون يك بازيگر هيچ وقت حس و تكنيك بازيگري را از ياد نمي‌برد و حتي اگر زمان زيادي هم بگذرد او مي‌تواند جلوي دوربين برود و نقش را اجرا كند بنابراين مشكل چنداني براي بازي در اين سريال نداشتم.

آخرين باري كه به سينما رفتيد كجا بود؟

فكر مي‌كنم سال گذشته بود كه رفتم و فيلم خودم يعني ورود آقايان ممنوع را ديدم.

مي‌خواستم ببينم سكانس بازي من چطور از كار درآمده است. هرچند كه از رامبد جوان به‌خاطر نوع نوشتن اسم من در تيتراژ گله‌مند هستم.

چرا؟

چون ايشان هيچ احترامي براي من قائل نشدند و اسم مرا در انتهاي تيتراژ نوشتند. متاسفانه امروزه در سينما اخلاق و احترام وجود ندارد.

اگر بخواهيد از كسي كه بيشترين تاثير را در زندگي‌تان گذاشته است ياد كنيد آن شخص چه كسي است؟

خيلي‌ها به من كمك كردند و راه را به من نشان دادند. اما مادرم هميشه حامي من بود و براي بازيگرشدن تشويقم مي‌كرد.

از همدوره‌اي‌هايتان هم خبري داريد؟

نه اصلا. به طور كلي من زياد اهل رفت و آمد نيستم. البته با اقوام نزديكم رفت و آمد دارم، اما تنهايي‌ را ترجيح مي‌دهم.

در تنهايي‌تان بيشتر چه كارهايي انجام مي‌دهيد؟

كتاب مي‌خوانم، گلكاري مي‌كنم، آشپزي و...

پس ارتباط خوبي با كارهاي خانه داريد؟

بله، آن را خيلي دوست دارم و هيچ‌وقت هم دوست نداشته‌ام كارهايم را ديگران انجام دهند.

بيشتر بازيگران پيشكسوت به ماندگاري فكر مي‌كنند. آيا اين مساله دغدغه شما هم هست؟

من زياد راجع به اين مسائل فكر نمي‌كنم. هميشه سعي كرده‌ام ارتباط مستقيم و خوبي با مردم داشته باشم. يك بازيگر نبايد خودش را از مردم پنهان كند، چون آنها مشوق واقعي ما هستند.

در هر حال من سعي مي‌كنم با اعمال و رفتارم ماندگاري‌ام را تثبيت كنم.

در حال حاضر چه مي‌كنيد؟

چند تا فيلمنامه دستم است كه بخوانم، اما متاسفانه آنقدر قصه‌ها ضعيف نوشته شده‌اند كه آدم هيچ رغبتي براي بازي در آنها پيدا نمي‌كند. جالب اينجاست كه بعضي متن‌ها را سر صحنه مي‌نويسند و دست بازيگر مي‌دهند و به قول خود نويسنده‌ها داغ داغ به دست‌مان مي‌رسد كه به نظرم اين كار شيوه درستي نيست، چون در نهايت خروجي خوبي نخواهيم داشت.

مي‌خواهم بدانم پس از اين همه سال حضور در عرصه بازيگري آيا به حرف پدرتان رسيديد يا خير؛ اين كه اشاره كرديد ايشان گفتند: دختر اين كار براي تو نان و آب نمي‌شود و آخر و عاقبت ندارد؟

بله، البته من تاوان عشق به دنياي بازيگري را دادم. هرچند الان به هيچ وجه به دختران و پسران جوان توصيه نمي‌كنم كه وارد اين حرفه شوند، چون تهيه‌كننده‌ها بسيار خسيس شده‌اند و پول آدم را نمي‌دهند.

آن وقت نمي‌دانم آنها با اين تورم چگونه مي‌خواهند زندگي كنند.



مصاحبه با كتايون اميرابراهيمي
مصاحبه با كتايون اميرابراهيمي

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ توسط: زمين موضوع: نظرات (0)

فكر مي‌كنيد دنيايتان به آخر رسيده ؟!

فكر مي‌كنيد دنيايتان به آخر رسيده ؟!

بعضي از پديده ها و اتقاقات در اين دنيا باعث مي شوند كه آدمي انگشت به دهان شود.

عكس هايي كه خواهيد ديد ، نتيجه غلبه بر محدوديت ها و مرگ "نمي توانم" هايي است كه ما روزي چندين بار در زندگي با آن روبرو مي شويم

داستين كارتر، پسري جوان است كه هر دو دست و هر دو پاي خود را به دليل ابتلا به يك نوع بيماري خوني نادر از دست داده است. اين اتفاق او را گوشه گير و منزوي كرد تا روزي كه با كشتي آشنا شد.

او حالا با حريفي سرشاخ مي شود كه سالم است، هم دست دارد هم پا!

مبارزه پاياپاي به نظر مي رسد و داستين خيال تسليم شدن ندارد.

داستين در تلاش است تا فني از كشتي را بر روي حريفش پياده كند، البته نه با دست يا پا بلكه با اراده اي كه استوار است و آهنين.




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_1.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_1.jpg)




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_2.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_2.jpg)




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_3.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_3.jpg)




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_4.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_4.jpg)




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_5.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_5.jpg)





http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_6.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_6.jpg)




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_7.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_7.jpg)




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_8.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_8.jpg)





http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_9.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538285_9.jpg)




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538299_10.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538299_10.jpg)




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538299_11.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538299_11.jpg)




http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538299_12.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538299_12.jpg)

داستين جوان كارهاي بعد از پايان مسابقه اش را هم خودش انجام مي دهد.



http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538299_13.jpg (http://p30upload.com/download.php?imgf=1307538299_13.jpg)

او حالا عضو تالار مشاهير ملي كشتي در اوهايوست.



منبع سالي.جون
http://www.tabnak.com/nbody.php?id=110507
فكر مي‌كنيد دنيايتان به آخر رسيده ؟!
فكر مي‌كنيد دنيايتان به آخر رسيده ؟!

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ توسط: زمين موضوع: نظرات (0)

رمان ما هيچ وقت نامزد نبوديم

رمان ما هيچ وقت نامزد نبوديم

دانلود با لينك مستقيم

رمان ما هيچ وقت نامزد نبوديم
رمان ما هيچ وقت نامزد نبوديم

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ توسط: زمين موضوع: نظرات (0)

عكس هاي جديد ويشكا آسايش

عكس هاي جديد ويشكا آسايش



عكس هاي جديد ويشكا آسايش
عكس هاي جديد ويشكا آسايش

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ توسط: زمين موضوع: نظرات (0)

دوربين مخفي (دستشويي)

دوربين مخفي (دستشويي)

يه دوربين مخفي خيلي خنده دار از سركار گذاشتن مردم
حتما دانلود كنيد


http://portal444.webng.com/magical%20snap%20-%202009.03.31%2022.08%20-%20002.png
بر روي لينك راست كليك كنيد و گزينه save target as رو بزنيد


http://portal444.webng.com/wc_portal619.com.zip

حجم: 1016 كيلوبايت
دوربين مخفي (دستشويي)
دوربين مخفي (دستشويي)

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ توسط: زمين موضوع: نظرات (0)

آهنگ ( جوابشون )

آهنگ ( جوابشون )

دانلود اهنگ بالينك مستقيم



آهنگ ( جوابشون )
آهنگ ( جوابشون )

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ توسط: زمين موضوع: نظرات (0)

عكس هاي مژده لواساني مجري تلويزيون

عكس هاي مژده لواساني مجري تلويزيون

بيوگرافي : مژده لواساني متولد 1368 است وي از كودكي با تشويق پدر و مادرش وارد راديو شد و براي اولين بار در سن 9 سالگي در برنامه پلاك 14 به كارگرداني مهران مديري در تلويزيون حضور يافت. وي در حال حاضر سردبيري چند برنامه تلويزيوني و اجراي برنامه سه نقطه را برعهده  دارد. البته بايد گفت كه وي جوانترين مجري برنامه به خانه برمي گرديم در طول پخش چندين ساله اين برنامه از شبكه 5 سيما مي باشد .

مژده لواساني در جشنواره فيلم فجر

عكسهاي مژده لواساني مجري زن برنامه هاي خانوادگي تلويزيون

عكس اجراي خانم مژده لواساني در برنامه هاي تلويزيوني

مژده لواساني سردبير برنامه هاي راديو

عكسهاي مژده لواساني مجري تلويزيون

عكسهاي جديد مژده لواساني

عكسهاي مژده لواساني مجري جوان



عكس هاي مژده لواساني مجري تلويزيون
عكس هاي مژده لواساني مجري تلويزيون

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ توسط: زمين موضوع: نظرات (0)

عكس هاي جديد هديه تهراني به مناسبت سالروز تولدش

عكس هاي جديد هديه تهراني به مناسبت سالروز تولدش



عكس هاي جديد هديه تهراني به مناسبت سالروز تولدش
عكس هاي جديد هديه تهراني به مناسبت سالروز تولدش

× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ توسط: زمين موضوع: نظرات (0)

 

 
منوی اصلی

yahoo support
وضعيت در ياهو


دسته بندی ها
موضوعي ثبت نشده است

آرشیو مطالب

مطالب برتر

طرااح قالب

CopyRight © http://shark2011.zaminblog.com
آموزش گل سازی
آموزش عروسک سازی
پکیج نرم افزار و بازی موبایل 2013
تکنیک دانش آموزش موفق